آوریل 3, 2010 نقدی بر اپیزود چهاردهم: وقتی تماشاگر فلشپیچ میشود!
اپیزود پانزدهم فلشفوروارد (لینک دانلود در انتهای پست) با عنوان Better Angles، بخشی دیگر از معماهای مطروحه تا اینجای کار را پاسخ داد و در مقابل، سوالات جدیدی پیش روی تماشاگران گذاشت. به نظر من، با وجود افت قابل توجه تماشاگران در اپیزود این هفته از مجموعه، شاهد یکی از قسمتهای روان و قابلقبول فلشفوروارد هستیم. پیچش انتهای اپیزود، راه رو برای حدس و گمانهای جدید برای اتفاقات هفتهی آینده باز گذاشته، ولی از همین الان میشه دید که فلشفوروارد تو راه لاست افتاده (که احتمالاً راه راست باشه!). به نظر میرسه که به زودی باید شاهد مطرح شدن سفرهای زمانی، به اون شکلی که در لاست میبینیم در فلشفوروارد باشیم.
دیمیتری، ووگل، جانیس و سایمون، به سومالی پرواز میکنند تا پرده از راز برجهای اسرارامیزی که از سال 1991 در بخشی از خاک این کشور راهاندازی شده و یکبار شاهد وقوع فلشفوروارد بوده بردارند. برجهایی که در اون تاریخ، فقط روی کاغذ توسط سایمون طراحی شده بودند. آنها به محض فرود در سومالی، توسط گروهی از سومالیهای مسلح مورد حمله قرار میگیرند و راهنمایشان کشته میشود. عبدی، سردستهی نامتعادل مهاجمان از قضا تنها کسی است که از حادثهی فلشفوروارد 18 سال پیش جان سالم بهدر برده و سعی میکند از حضور آمریکاییهای ناخوانده در جهت رسیدن به آنچه در فلشفورواردش دیده استفاده کند.
![]()
از طرف دیگر، اولیویا با اصرار مارک، از چارلی (دخترشان) میخواهد که آنچه را که در فلشفورواردش دربارهی دیگیبونز دیده بازگو کند. نتیجه، کاملاً غیرمنتظره است و الیویا را بیش از پیش مصمم میکند که لوسانجلس را ترک کنند. تصمیمی که مارک را بر سر دوراهی انتخاب بین کار و خانوادهاش قرار میدهد.
گروه مامورین FBI وارد تنها برج باقیمانده در محل میشوند و از آنچه در محل پیدا میکنند شگفتزده میشوند. نوار ویدیوییای که صحبتهایی از دی.گیبونز روی آن ضبط شده و ….
غرولندهای منتقدان در مورد افت کیفیت و در مقابل، تعداد تماشاگران، برای من خیلی قابل هضم نیست. از همان اپیزود اول، میشد دید که سوراخهای زیادی در فیلمنامه وجود دارد و دیالوگهای ضعیفی را از کاراکترها میشنیدیم. الان هم وضعیت به همانصورت است، با این تفاوت که روند حوادث سریعتر شده و بیشتر مجموعه با شتاب بیشتری جلو میرود. دیگر اثری از اپیزودهایی دراماتیکی مثل تلاش Byrce برای پیدا کردن معشوقهی ژاپنیش دیده نمیشود (ایپزودی که خیلیها رو به واکنش واداشت که در روند داستان اصلی اخلال ایجاد کرده!). در واقع فارغ از مشکلاتی که باعث کلیشهای شدن مجموعه شدهاند، از سه هفته پیش تابحال روند رو به رشدی رو شاهد بودیم. مشکل اینجاست که همه انتظار دارند که یک لاست دیگر را تماشا کنند. شاید همین که پخش آخرین قسمتهای لاست، با پخش فلشفوروارد همزمان شده هم دلیل دیگری باشد بر کاهش تماشاگران FF. دو مجموعهی مشابه که هیچجور نمیشود با هم مقایسهشان کرد! چیزی که هرگز اتفاق نخواهد افتاد.
واکنشهای غیرقابلقبول زیادی از کاراکترهای مختلف میبینیم که با هیچ منطقی جور درنمیاید. حوادث ظاهراً کلیدی زیادی بوقوع میپیوندند که خیلی غیرمنتظره رها میشوند، انگار نه انگار که تماشاگر، کلی هیجان نثارشان کرده است! داستانهای حاشیهای خیلی خوب شروع میشوند، اما با چهارتا دیالوگ مسخره، کل وجود سکانسهایشان زیر سوال میرود. کاملاً مشخص است که پیمایهی اصلی داستان، قوی و برنامهریزیشده است. اما هیچکدام اصلاً خوب پرداخت نمیشوند. در همین قسمت پانزدهم، واکنشهای احساسی عبدی، رهبر سومالیاییها در لحظات مختلف بیشتر شبیه شوی کمدی میماند. یک لحظه خشن، دقیقهای دیگر حرفگوشکن، بعد یک رهبر مقتدر و… . اگر قرار است شخصیت یک آدم نامتعادل را به تصویر بکشید، چهل دقیقه که نصفش هم اصلاً ربطی به این کاراکتر ندارد، زمان کافیای برای توصیف این شخصیت نیست. آنهم وقتی بدانی که قرار است تهش بمیرد!
خلاصه اینکه کارگردانها تکلیف خودشان را با مجموعه مشخص نکردهاند و انگار که مشغول تجربهاندوزی در این پروِژهی بزرگ هستند. پروژهای که اینطور که بویش میاید، نفسهای آخرش را میکشد.
اپیزود چهاردهم را دانلود کنید:
350MB 1.05GB
- 2 دیدگاه
- نوشته شده در گفتگو, خلاصه اپیزود
Permalink #
مسعود
گفت
فكر كنم اين قسمت سيزدهم باشه
Permalink #
Ãmir Caféchi
گفت
نه دوست من اپیزود چهاردهه. منتها به دلیل اینکه اپیزودهای 11 و 12 با هم پخش شد، از نظر اسمی یک اپیزود اختلاف وجود داره. (تیتر رو تصحیح کردم)